خسروانی‌ها
خسروانی‌ها

خسروانی‌ها

0 نظرسفارش (1)
25,000تومان
تولید کنندگان
کد محصول: bar-98
موجودی در انبار
راهنما

بررسی اجمالی

عنوان «اسامی الحان دوره ی ساسانیان» به معنی نسبت مطلق این نغمات و نامها به دوره ی یاد شد...

خصوصیات محصول

  • وزن650
  • نوع کاغذتحریر سفید خارجی
  • نوع جلدشومیز
  • نوع چاپافست
  • تعداد صفحات568
  • شابک978-600-6077-48-2
  • قطعرقعی
  • ناشرآرما
  • نویسنده / نویسندگاناکبر یاوریان

توضیحات محصول

عنوان «اسامی الحان دوره ی ساسانیان» به معنی نسبت مطلق این نغمات و نامها به دوره ی یاد شده نیست، بلکه بنابر مدارک و شواهد بازمانده، برخی از آنها به همراه آیین ها و اسطوره های خود، تا بُن تاریخ باستانی ایران ریشه های عمیق دارند. اغراق آمیز نخواهد بود اگر حضور نام جمشید، فریدون و سیاوش و... (به عنوان نخستین انسانها و نخستین شهریارانِ فرهنگ اساطیری ایران) در فرهنگ موسیقی عصر ساسانیان، گواه روشنی بر این ادعا برشمرده شوند.
گزارش ها و اسناد بازمانده از علاقه ی خسروپرویز به موسیقی و همزمانی دوره ی حکومت این پادشاه با ظهور نوابغ نام آوری چون باربُد و نکیسا، شاید در ابتدای امر، ارتباط «الحان دوره ی ساسانیان» به این محدوده ی تاریخی را توجیه نماید. اما با اندکی تورق در صفحات تاریخ این سرزمین، درمی یابیم که حقیقت امر اینگونه نیست. چرا که اولاً تنها در همین دوره از تاریخ ایران (عصر ساسانیان) لااقل سه برهه ی جداگانه وجود داشته است که در هر یک بواسطه ی علاقه و عنایت پادشاه به موسیقی، شرایط مناسب رشد و اعتلای این هنر در آن دوره فراهم آمده است.
 
دوم اینکه بی تردید تجربه ها و قابلیت های مهمی وجود داشته است تا استعداد چنین حرکت و رشد شگفت انگیزی از آن بروز پیدا کند و تاکنون سند و گزارشی خلاف این ادعا دیده نشده است. یکی از سه برهه ی یاد شده در آغاز این دوره و مربوط به توجه ویژه ی اردشیر بابکان، بنیانگذار این سلسله به خنیاگران بوده است که به ارتقاء جایگاه آنان تا بالاترین درجه، در دربار و جامعه منجر می شود.  برهه ی دوم مربوط به عصر بهرام گور است؛ بر اساس اسناد بازمانده؛ حسن توجه وی به موسیقی و گزارش های مربوط به فراخوان اهل موسیقی از هند به ایران، از مهم ترین شاخص های فرهنگی دوره ی حکومت این پادشاه ساسانی است. 
و سومین برهه مربوط به عصر خسرو دوم (خسروپرویز) است که علاوه بر احیای مجدد شرایط بوجود آمده توسط دو پادشاه نامبرده، نگاه ویژه ی او به موسیقی و موسیقی دانها چنان دامنه ی گسترده ای پیدا می کند که شعاع بسیاری از گزارش ها و جزئیات آن تا روزگاران مدیدی زبانزد عام و خاص می گردد و حتی مورد تقلید خلفا و حکام قرار می گیرد. پاره ای از زوایای آن حتی امروزه در موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی عرب و ترک و... قابل تشخیص هستند.
... ساسانیان نیز به مانند اغلب سلسله های ایرانی (و بنابر سیاست حربه سازی متداول در فرهنگ حکومت ها در سراسر جهان)، خود را شایسته ترین مدعیان فرهنگ و تمدن کهن ایرانی (و بطور مشخص خود را میراث دار سلسله هخامنشیان) برمی خواندند. از این رو پس از کسب قدرت، همه ی نشانه های دینی و آیینی و فرهنگی سلسله ی اشکانیان که به آیین مهر گرویده بودند را به بهانه ی ارتداد، یا بطور کل نابود کردند و یا به هر شکل ممکن رنگ و روی ساسانی به آنها قالب نمودند. قلع و قمع بسیاری از قبایل پیرو سنت اشکانی و از بین بُردن آثار کوچک و بزرگ بازمانده از اشکانیان تا پایان دوره ساسانیان همچنان مرسوم بوده است. چنانچه در روزگاران پس از ساسانیان (دوره ی اسلامی) و حتی تا امروزه برخی از مشخصه های این حصر و حد، در نشانه های زبان و فرهنگی برخی اقوام منتسب به آنها قابل تشخیص است.
واژه های «الحان» و «لحن» در فرهنگ موسیقی ایران
براساس پژوهشی نه چندان گسترده، واژه ی ظاهراً عربی الحان به عنوان جمع واژه ی «لحن» (به شکل lhn به معنی؛ آواز خواندن) ریشه در زبان آرامی شاهنشاهی دارد.
این واژه، بعدها به معنی آوازهای خوش و موزون، شکنها در سرود و... در فرهنگ موسیقی ایران بطور گسترده ای متداول شده است. ظاهر امر نشان می دهد در قرون اولیه ی هجری این واژه در زبان و ادبیات فارسی کاربرد نداشته است، مگر در برخی از متون عربی و فارسی که از اصطلاح لحن و مشتقات آن در مفهوم کلی آهنگ و یا برای تبیین نظام موسیقی ایران باستان در دوره ی ساسانیان واژه ی لحن را بکار برده اند. حضور این واژه در رساله های همین زمان هم متفاوت است. مثلاً در رساله های «کندی» (185-252 ﻫ.ق) بکار رفته اما در رساله ی ابن منجم (241-300) به جای لحن از «صوت» و «نغم» استفاده شده است.
از آنجا که لااقل در عصر ساسانی واژه های مترادف لحن و الحان در زبان فارسی کم نبوده اند از جمله: سروت srōt (= سرود)، گاس gâs (= گاه) و... شاید برای استفاده از این واژه¬ی آرامی در فرهنگ موسیقی ایران ضرورتی وجود نداشته است. در میان فهرست واژگان بازمانده از هزوارش ها نیز چنین واژه ای دیده نمی شود و در فرهنگ هزوارش های دبیره ی پهلوی (جنیدی 1385: 13) واژه¬ی ēvač به معنی آواز، به عنوان هزوارشی ایرانی از ریشه ی اوستایی vač با vak و نیز xvaš-ēvač (به معنی آواز خوش) (همان 17) آورده شده است. با این حال بدلیل سابقه ی طولانی ارتباط زبان آرامی شاهنشاهی با زبان های کهن ایرانی و فارسی (که لااقل تا زمان داریوش سوم سابقه دارد)، شاید شکلی از هزوارش آن روزی در فرهنگ موسیقی این سرزمین متداول بوده است...
.....
اولین اقدام ها برای گردآوری اسامی الحان
از چگونگی گردآوری احتمالی اسامی الحان در عصر ساسانیان اطلاع روشنی در دست نیست. اما بی شک در آثاری که تا زمان «خرداذبه»، «کندی» و «فردوسی» (به احتمال) وجود داشته اند و دستمایه ی خلق آثار نوشتاری آنان بوده اند، نام این الحان بصورت کلی یا جزئی در منبع یا منابعی ثبت شده بوده است. مشخص نیست چه نامکی (در ردیف تاج نامک ها و خدای  نامک ها و...) به چنین اطلاعاتی اختصاص داشته، اما ایده ی غالب این است که بر اساس اهمیت هنر و دانش موسیقی، در زندگی، دین و آیین مردم و درباریان، و به ویژه حساسیت گروهی از واژگانی که بعضاً به ما هم رسیده اند و هنوز هم بزرگ و مهم جلوه می کنند (مانند: تخت طاقدیس، پیکار گُرد، یزدان آفرید و سوگ سیاوش و...)؛ دور از ذهن نخواهد بود که بگوییم شاید روزگاری نسبت به جمع آوری آنها اقدامی صورت گرفته شده باشد... با این حال متأسفانه از وجود چنین آثار و منابعی، اطلاع روشنی در اختیار ما نیست.
.... با مقایسه ی فهرست های کوچک و بزرگ قدیم و جدیدی که درطول دوازده قرن اخیر صورت گرفته اند و در این نوشتار به آنها اشاره شد، پس از حذف واژگان تکراری و نامربوط، فهرست زیر بدست می آید:
1.آرایش 2.آرایش خورشید(آرایش جهان) 3. آزادوار 4. آفرین 5.آیین  6. آیین جمشید 7. آیین خورشید 8.ارجنه 9.ارغن 10.اسپراس 11.اسکاف...


نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب
کد امنیتی
آیتمی برای نمایش وجود ندارد!