آخرین مرز
آخرین مرز

آخرین مرز

0 نظرسفارش (0)
27,000تومان
تولید کنندگان
کد محصول: be-3
موجودی در انبار
راهنما

خصوصیات محصول

  • نوع کاغذسبک(بالک سوئدی)
  • نوع جلدشومیز
  • تعداد صفحات356
  • شابک978-600-96209-4-4
  • قطعرقعی
  • مترجمفریدون مجلسی
  • ناشراسم
  • نویسنده / نویسندگانهاوارد فاست

توضیحات محصول

رمان «آخرین مرز» نوشته هاوارد فاست (۲۰۰۳-۱۹۱۴) نویسنده آمریکایی است. او بی‌گمان از نامدارترین، پیشروترین و قدرتمندترین نویسندگان معاصر آمریکا است و کتاب «آخرین مرز» از بهترین آثار اوست. از هاوارد فاست کتاب‌های دیگری نیز به فارسی ترجمه شده و مورد استقبال کتاب‌خوان‌ها و روشنفکران ایرانی قرار گرفته است. داستان «آخرین مرز» بر مبنای یک واقعۀ مستند تاریخی نوشته شده است.

به‌موجب شواهد تاریخی، گروه کوچکی از سرخ‌پوست‌های آمریکا که در نیمۀ قرن نوزدهم از سرزمین‌های سرسبز اجدادی خود به نقطۀ بی‌آب‌وعلفی کوچانده شده و به جان آمده بودند، در راه حق و آزادی مبارزه‌ای طولانی و شجاعانه آغاز کردند و سختی‌های بسیاری به جان خریدند. نویسنده برای انطباق هرچه‌بیشترِ داستان با حقایق تاریخی، با پشتکار بسیار، از آرشیوها و بایگانی‌های دولتی، نظامی و مطبوعاتی سود جسته و شخصاً به مکان وقوع حوادث سفر کرده و با بسیاری از سرخ‌پوست‌های پیر و جوان، که پدرانشان درگیر این ماجرا بوده‌اند، گفت‌وگو کرده است.

این کتاب تنها شرح فجایعی نیست که بر سر یک قوم کوچک سرخ‌پوست آمده بلکه شرح احوال، احساس و عواطف آن‌ها و کسانی است که در سطوح مختلف اداری، نظامی و اجتماعی آمریکا در این ماجرا درگیر بوده‌اند. بخشی از کتاب:

موضوع آن سه مرد را آراپاهوئه‌ای به نام جیمی خرس، که از منطقۀ کارگزاری برای شکار به شمال رفته بود، به مایلز خبر داد. این اتفاق مربوط به چند هفته بعد بود، باران نباریده و گرما کمتر نشده بود. آن آراپاهوئه با آنکه اهل اوکلاهما بود، هیچ‌وقت چنین گرمایی ندیده بود که زمین تبدیل به غبار شود و توی گلو و بینی برود یا جلوی چشم‌ها را بگیرد. دو روز بود که برای شکار در صحرا به سر می‌برد و در تمام این مدت هیچ جنبنده‌ای ندیده بود به‌غیراز زمین که در اثر حرارت و تشعشع موج می‌زد.

در گرمای تند ظهر، میانِ علف‌های زردرنگ و در سایۀ شکم اسبش پناه گرفته بود. انگشتش را به جمجمۀ خشک و سفید یک بوفالو زد. آن‌قدر داغ بود که دادش درآمد. وقتی سوار اسب شد، زین اسب مثل چاقوی داغ ساق‌هایش را برید...

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب
کد امنیتی
آیتمی برای نمایش وجود ندارد!